خرید بک لینک
اگه قرار نیس آدما به خاطر عشق زندگی کنن ، اگه قراره برای هر چیزی عشقو زیر ما بذارن اصن چرا آفریده شده؟

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

خدایا امروز میخوام ازت یه قول بگیرم.من منتظر میمونم و صبر میکنم.درد دوری و دل شکستگیمو تحمل میکنم.شبا به زور خودمو میخوابونم و ازت میخوام برش گردونی.با خونوادش برش گردون.جوری که راضی باشن و برگرده و همه چیو درست کنه.حتی چند سال بعد ، برمیگردم اینجا و قولمونو مرور میکنم.خدایا میخوام از همین امشب که قول دادیم نماز بخونم.رومو زمین ننداز.

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

احساس میکنم به هیچی نمیرسم.هرچی تلاش میکنم هیچیزی تغییر نمیکنه.هیچی نمیخواد بهتر شه.قراره همه چی همینجوری بمونه و من ، باور نمیکنم.

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

مادرجون من ؛ دلم برات تنگ میشه.دلم برا صدات و دستات و بغلت تنگ میشه.حتی دلم تنگ میشه بت غذا بدم.مراقب خودت باش.به امید دیدار...

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

این روزا احساس آدمیو دارم که گم شده ؛ که میدونه گم شده ولی سعی میکنه با قطب نما و چیزای کمی که واسش مونده راهو پیدا کنه.گاهی خسته میشه و دست میکشه و میخواد همونجا بمونه تا بمیره.اما یکم بعدتر به خودش میگه "باید بلند شی و راهتو پیدا کنی.تو فقط خودتو داری.هیچ کسِ دیگه نمیتونه کمکت کنه.فقط و فقط تو"

خستهام و خیلی نیاز دارم دو سه هفتهای پشت هم شب باشه و شب.شب برای اینکه آرومه، تاریکه، و برای اینکه بخوابم.

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

میدونم که نباید ، اما دلم تنگ شده.چیکار کنم ؟ :( میدونم که خرم.ولی دلم بغلشو میخواد.ای احمق ترین احمقا.

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

اما این هنر نیس.هنر اینه منو تو دنیای آدما بخوای.بتونی جلوشون وایسی و بگی که دوسم داری.باید بتونی با صدای بلند انتخابتو بگی.دوس داشتن یواشکی به درد خودت میخوره.به درد خود ترسوی ضعیفت.منم مرد ترسو نمیخوام.

برچسب: نویسنده: النا محبی تاريخ: سه شنبه 14 خرداد 1398 ساعت: 15:06

صفحه بندی